اگر یک نگاه سریع به قفسههای شیرینی فروشگاهها بیندازی، احتمالاً چیزی که توجهت را جلب میکند نارگیل نیست. شکلات، کارامل، پسته، بادام — همهی اینها بیشتر دیده میشوند. اما نارگیل، در سکوت، دارد به میزها برمیگردد. نه بهشکل چیزی که فقط روی دسرها میپاشند، بلکه بهعنوان یک طعم مستقل که میشود رویش حساب کرد.
برای فهمیدن این بازگشت، سراغ مهندس آرش رحیمی رفتیم؛ مدیر تحقیق و توسعهی ایسترم که بیش از دوازده سال است روی طعمها کار میکند. او میگوید این قصه، قصهی یک طعم نیست؛ قصهی تغییر سلیقهی یک نسل است.
دهههای فراموشی
نارگیل در ایران همیشه یک جای خاص داشته: نه کاملاً محبوب، نه کاملاً فراموش. در دههی هفتاد، وقتی بحث شیرینیهای وارداتی داغ بود، نارگیل بیشتر بهعنوان یک طعم «خارجی» شناخته میشد — چیزی که در بستهبندیهای گرانقیمت پیدا میشد و برای مصرف روزمره جای مناسبی نداشت.
این نگاه، نارگیل را برای سالها به حاشیه برد. محصولات کمی با طعم نارگیل تولید میشد، و آنها هم بیشتر بهشکل تزئینی روی شیرینیهای مناسبتی ظاهر میشدند. تصور عمومی این بود که نارگیل یک طعم «خاص» است که همه نمیپسندند.
اما چیزی که در آن سالها کمتر به آن توجه میشد، این بود که این تصور، بهمرور در حال تغییر بود. نسل جوانتری داشت بزرگ میشد که با طعمهای متنوعتری بزرگ شده بود و برایش مهم نبود که یک طعم «معمولی» است یا «خاص».
نارگیل هیچوقت بد نبود؛ ما فقط بلد نبودیم درست ازش استفاده کنیم.
— مهندس آرش رحیمی · مدیر R&D ایسترمبازگشت آرام
رحیمی میگوید نقطهی چرخش، جایی نبود که کسی انتظارش را داشت. نه در یک کمپین بزرگ، نه در یک محصول خاص. بلکه در بازخوردهای کوچک مشتریان که بهآرامی شروع کردند به پرسیدن: «چرا محصولی با طعم نارگیل ندارید؟»
تیم تحقیق و توسعه ایسترم، در سال ۱۴۰۰، تصمیم گرفت یک آزمایش کوچک انجام بدهد. چند نسخهی آزمایشی از کیک نارگیلی را ساختند و در چند فروشگاه محدود توزیع کردند. نتیجه، آنقدرها هم که انتظار داشتند بد نبود؛ برعکس، چند برابر چیزی بود که پیشبینی کرده بودند.
آن آزمایش کوچک، تبدیل شد به یک تصمیم بزرگتر. ایسترم تصمیم گرفت روی نارگیل سرمایهگذاری کند — نه بهعنوان یک محصول فصلی، بلکه بهشکل یک خانوادهی کامل: کیک نارگیلی، ویفر نارگیلی، و بعدها ترکیبهای پیچیدهتر مثل «کیک شکلاتی نارگیلی» که امروز یکی از پرفروشترین محصولات ایسترم است.
چرا حالا؟
سؤال اصلی این است: چرا این تغییر در همین چند سال اخیر اتفاق افتاد؟ رحیمی سه دلیل میآورد که هر سه به هم مربوطاند.
اول — عادتهای طعمی جوانتر شدند
نسل جدید مشتریان، با طعمهای متنوعتری بزرگ شده. سفرهای بیشتر، دسترسی به غذاهای مختلف، و شبکههای اجتماعی که هر روز طعمی جدید نشان میدهند — همهی اینها سلیقه را بازتر کرده. نارگیل، در این فضای جدید، دیگر «عجیب» نیست؛ فقط یکی از گزینههای طبیعی است.
دوم — کیفیت مواد اولیه بالا رفت
مسئلهی نارگیل، برای مدتها، کیفیت پایینش بود. نارگیل خشک بیکیفیت، طعم تلخ و بوی نامطبوعی دارد که حتی در ترکیب با شکلات هم پنهان نمیشود. اما امروز تأمینکنندههای بهتر، نارگیل تازهتر و باکیفیتتری در دسترس تولیدکنندهها میگذارند.
سوم — نارگیل با شکلات، ترکیب بینقصی میسازد
این شاید مهمترین دلیل باشد. نارگیل، بهخودیخود، طعم ملایمی دارد که اگر تنها باشد ممکن است گم شود. اما وقتی با شکلات تلخ ترکیب میشود، یک تعادل طبیعی شکل میگیرد: تلخی شکلات با شیرینی ملایم نارگیل، و بافت ترد نارگیل با نرمی شکلات.
بافت مرطوب، کاکائوی تلخ و رگههایی از نارگیل رندهشده. همان ترکیبی که در این مقاله از آن حرف زدیم.
آیندهی نارگیل
رحیمی مطمئن نیست که این بازگشت ادامه داشته باشد. او میگوید در صنعت غذا، هیچ طعمی برای همیشه محبوب نمیماند. اما چیزی که در مورد نارگیل مطمئن است، این است که دیگر یک طعم «خاص» نیست — شده یک گزینهی عادی، مثل وانیل یا شکلات.
و این، به گفتهی او، خودش یک موفقیت است. اینکه یک طعم از حاشیه بیاید و به میزهای روزمره برسد، یعنی چیزی در سلیقهی جمعی تغییر کرده — نه فقط در محصولات، بلکه در آدمهایی که آنها را میخرند.
در پایان، از رحیمی پرسیدیم اگر یک جمله میخواست دربارهی نارگیل بگوید، چه میگفت. مکث کوتاهی کرد و گفت: «نارگیل، طعمی است که وقتی وارد دهانت میشود، نمیدانی از کجا آمده — فقط میدانی که دوستش داری.»